سمیرم

کانال و گروه سمیرمی

۲ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

تولد مولانا جلال الدین محمد معروف به مولوی (604 ق)

تولد مولانا جلال الدین محمد معروف به مولوی (604 ق)


جلال‏الدین محمد بن بهاءالدین محمد در بلخ به دنیا آمد. مقارن حمله ‏ی مغولان، به آسیای صغیر واقع در ترکیه ‏ی امروزی رفت و در قونیه ساکن شد. وی در نزد پدردانشمند خود تلمذ نمود و چندی نیز در شام کسب دانش کرد. در بازگشت به قونیه به تعلیم علوم دینی اشتغال یافت تا با عارفی واصل و بزرگ به نام شمس الدین محمد بن علی تبریزی در قونیه ملاقات کرد واز نَفس گرم او چنان به تاب و تب افتاد که دیگر تا دم واپسین، سردی نیافت. او هیچ گاه از ارشاد سالکان و افاضه ‏ی حقایق الهیه باز نایستاد. از این دوره‏ی پرشور که سی سال از پایان حیات مولوی را دربرمی‏گرفت، آثار بی‏نظیر ملاّی روم باقی مانده است. مثنوی عظیم معنوی در 26 هزار بیت، دیوان غزلیات شمس، رباعیات معروف او و مجالس سبعه و فیه ما فیه، از جمله آثار اوخوابند
جلال‏الدین محمد بن بهاءالدین محمد در بلخ به دنیا آمد. مقارن حمله ‏ی مغولان، به آسیای صغیر واقع در ترکیه ‏ی امروزی رفت و در قونیه ساکن شد. وی در نزد پدردانشمند خود تلمذ نمود و چندی نیز در شام کسب دانش کرد. در بازگشت به قونیه به تعلیم علوم دینی اشتغال یافت تا با عارفی واصل و بزرگ به نام شمس الدین محمد بن علی تبریزی در قونیه ملاقات کرد واز نَفس گرم او چنان به تاب و تب افتاد که دیگر تا دم واپسین، سردی نیافت. او هیچ گاه از ارشاد سالکان و افاضه ‏ی حقایق الهیه باز نایستاد. از این دوره‏ی پرشور که سی سال از پایان حیات مولوی را دربرمی‏گرفت، آثار بی‏نظیر ملاّی روم باقی مانده است. مثنوی عظیم معنوی در 26 هزار بیت، دیوان غزلیات شمس، رباعیات معروف او و مجالس سبعه و فیه ما فیه، از جمله آثار اوست.


  مولوی، پیوند دهندهٔ ملت‌ها

مولوی زادهٔ بلخ خوارزمشاهیان (خراسان در ایران بزرگ،[۱] افغانستان کنونی)[۲۲][۲۳] یا وخش[نیازمند منبع] بود و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم می‌زیست. با آنکه آثار مولوی برای عموم جهانیان است ولی پارسی‌زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که حدود شصت تا هفتاد هزار بیت او فارسی است و خطبه‌ها و نامه‌ها و تقریرات (تعالیم او به شاگردانش که آن را ثبت کردند و به فارسی غیرادبی و روزانه است)[۲۴] او نیز به فارسی می‌باشد؛ و تنها حدود هزار بیت عربی[۲۵] و کمتر از پنجاه بیت به زبانهای یونانی/ترکی (اغلب به طور ملمع در شعر فارسی)[۲۶][۲۷] شعر دارد.

پارسی گو گرچه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است
و پسر مولانا نیز چندان بنا به اعتراف خودش در زبانهای ترکی/یونانی خوب روان نبوده‌است:[۲۸][۲۹]:

بگذر از گفت ترکی و رومی که از این اصطلاح محرومی
گوی از پارسی و از تازی که در این هردو خوش همی‌تازی
آثار مولانا به علاوه مناطق فارسی‌زبان، تأثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیای میانه گذاشته‌است.[۳۰] آثار مولانا تأثیر فراوانی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقهٔ تصوف مربوط به او از ناحیهٔ قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.[۳۱]

ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان
برخی مولوی‌شناسان (ازجمله عبدالحسین زرین‌کوب) برآن‌اند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بوده‌است.[۳۲] جلال الدین همایی در این رابطه به این بیت پسر مولانا (که پس از چند بیت عربی آن را سرود) اشاره می‌کند[۳۳].

فارسی گو که جمله دریابند گرچه زین غافل‌اند و در خوابند

بیشتر در ویکی پدیا

۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۲:۳۲
Semirom AA

شعر در رابطه با باران

باران

باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست

این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

گر درک کنى خودت خدا را بینى
درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست

شاعر :مجتبی کاشانی

 

کانال هواشناسی سمیرم

۳۰ آبان ۹۶ ، ۲۲:۳۲
Semirom AA